نورا و طبیعت
الان ديگه شما یه دختر هفت ماهه خانم شدي دختر زيبا رويم اينجا ارتفاعات كلاردشته منظره بسيار زيبايیست داريم ميريم خونه عمو بيژن در چالوس ميخواستيم از جاده عباس آباد بريم دوست داشتم برا اولين بار اون جاده زيبا رو ببيني ماماني تو مسيرمون يه سر به عمه فرانك زديم عمه سر كار بود در بيمارستان كلاردشت بسيييار از ديدن برادر زاده نانازش خوشحال شد در راه برگشت هم يه سر رفتيم درياي متل قو فوق العاده زيبا و روح بخش بود خداوندا از تو سپاسگذارم به خاطر همه نعمتهايي كه به ما بخشيدي
درختان رابببن دختركم
نجوایشان را ميشنوي اين موجودات ظاهرا بي صداي خداوند آرامش بخش ترين موسيقي دنيارا با وزيدن كمترين نسيمي به تو ارمغان خواهند داد.........آری درخت تجسم شعور خداوند است

دستان كوچيك و نازت رو بردي به سمت چيدن آلبالوهاي باغ پدربزرگت ....بابا شهرام هم تصميم گرفت يك نهال البالو به اسم شما بكاره و اسمش رو گذاشت درخت نورا

نورا و طبیعت
